بانو

خرید بک لینک
خشونت علیه زن در ابعاد گسترده ای در جامعه بشری اعمال می شه . خشونت علیه زن از زمانهای دورتری شروع شده از زمانی که زن را بعنوان کالا شناختند ومانند برده خرید وفروش شد ومانند کادوی بسته بندی شده برای بانو...ادامه مطلب

ما را در سایت بانو دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 13 تاريخ: شنبه 18 اسفند 1397 ساعت: 0:36

در همین روز ها با زن جوانی آشنا شدم که به مدت یکسال واندی بود در کشور المان بسر می برد .او داستان زندگیش را با ریختن اشکهایی که همانند مروارید غلتان بود برایم بازگو می کرد .در حالیکه هق هق گریه امانش نمی داد برایم از تلخی ها ومرارت های ر بانو...ادامه مطلب

ما را در سایت بانو دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 8 تاريخ: دوشنبه 22 آبان 1396 ساعت: 17:30

زن امروزی یا دیروزی

آیا فرقی می کند ؟ آیا زمان تاثیر دارد بر اینکه یک زن چقدر می تونه حق وحقوقی داشته باشه تمام این مبارزات که بر علیه حقوق زن انجام می شه آیا تونسته راه گشا باشه یا اینکه یه کلاه شرعی بوده .

چون

+ نوشته شده در شنبه ششم آبان ۱۳۹۶ساعت 23:51&nbsp توسط فاطمه |


بانو...

ما را در سایت بانو دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 11 تاريخ: دوشنبه 22 آبان 1396 ساعت: 17:30

طلاق عاطفی به چه معناست...؟سالهای زیادی دونفر کنار هم زندگی می کنند ولی در حقیقت از یکدیگر جدا هستند. وسالهاست که از هم دور شده اند ولی بخاطر حفظ آبرو ویا بخاطر فرزندانشان کنار هم زندگی می کنند در حقیقت مهر طلاق به شناسنامه انها نخورده وطلاقشان رسمی نشده ولی عشق در زندگی آنها جاری نیست .زندگی بدون عشق واجباری رو تحمل کردن به مفهوم طلاق عاطفی است.گاهی وقتها تو زندگی بعضی ها دقیق می شوی می بینی هیچ مهر وعلاقه ودوستی درآن وجود ندارد وانگاری سالهاست از هم دورن حتی خشم ونفرت در روابط انها دخیل شده است .ولی به زندگی مشترکشان ادامه می دهند. چرا که هردوی آنها نمی خواهند این ارامشی که هم بانو...ادامه مطلب

ما را در سایت بانو دنبال می‌کنید

برچسب: زندگی,اجباری,طلاق,عاطفی, نویسنده: بازدید: 21 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 15:23

در همین روز ها با زن جوانی آشنا شدم که به مدت یکسال واندی بود در کشور المان بسر می برد .او داستان زندگیش را با ریختن اشکهایی که همانند مروارید غلتان بود برایم بازگو می کرد .در حالیکه هق هق گریه امانش نمی داد برایم از تلخی ها ومرارت های روزگار می گفت از ستم همسر از جفای پدر وبرادران واز ظلم جامعه که در حق او اجحاف شده بود از اینکه کودکش را چگونه با ظلم ازش گرفته بودند.او گفت در یکی از روز های پاییزی بنا به خواست پدر تن به ازدواج داده بود . ولی همسرش بعد از مدتها سر ناسازگاری با او گذاشته بود ووقت وبی وقت او را به باد کتک می گرفت وزاو می گفت من در فکر این بودم چرا؟ من که کاری نکردم پس دلیل بانو...ادامه مطلب

ما را در سایت بانو دنبال می‌کنید

برچسب: بهشت,خود,شدن, نویسنده: بازدید: 10 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 15:23

صفحه بندی